خرید بک لینک

دیگه اینجا رو دوست ندارم!!!

خودم باورم نمیشه، شما باورتون میشه؟

روزی که با کلی مکافات و دردسر به پیشنهاد مریم سادات هیولا رو راه انداختم خیلی ذوق زدم خییییلی اینجا رو دوست داشتم اصلا تو مخیلمم نمی گنجید یه روزی بیاد که هیولا رو دوست نداشته باشم!

به قول استاد رمضانی:شاید مقتضیات زمان، مکان، شرایط باشه نمیدونم

ولی یه حس خاصی هست که نمیذاره برم.

با تمام سختیای نوشتن اینجا دوست ندارم اون روز برسه که واقعا نخوام اینجا بمونم...

برچسب: نویسنده: پرنیا رحمانی تاريخ: سه شنبه 10 مرداد 1396 ساعت: 2:29

چند وقته یه حس عجیب اومده سراغم نمیفهممش ولی هست و به شدت اذیت میکنه! حس وابسته شدن بیشتر از قبل به همه چیز به طرز عجیبی اصرار دارم ثابت کنم همه چی دقیقا مثل قبله، میخوام ثابت کنم هنوز توی بغل مادرخانومی جا میشم، میخوام ثابت کنم هنوزم دختر کوچولوی اقای پدرم که همه جا منو میرسونه راستش از عمد اینقدر

برچسب: نویسنده: پرنیا رحمانی تاريخ: سه شنبه 10 مرداد 1396 ساعت: 2:29

صفحه بندی